عبد الله قطب بن محيى
452
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
هر چيز از جهان كه دست به آن مىگيرند چيزى ديگر فوت مىشود ، اگر چيزى باشد كه چون دست به آن گيرند همه چيز زير آن درآيد و هيچ از آن بيرون نيفتد غنيمتى عجب باشد ، آرى چنين چيز هست تولى به حق عزّ و جلّ خلّاق جهان فرد احد كه سررشتهء همهء موجودات به فرمان او بازبسته است ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ « 1 » اين مثل مطابق حال اهل تفرقه است كه رو به اشياء دارند ، جانب هر كدام كه نگاه مىدارند جانب ديگرى فوت مىشود ، همچون بندهاى كه مشترك باشد ميان چند خداوند بدخوى مختلف كه فرمان هركدام كه بجا آورد فرمان آن ديگر ضايع ماند وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ « 2 » اين مثل مطابق حال اهل جمع است از موحّدان كه رو از همه چيز بگردانيدهاند و يگانه شدهاند مر يگانه ( را ) هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ . « 3 » اى اخوان ! صبر بر توحيد صعب است وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ « 4 » براى آنكه كثرت محسوس است و واحد مغيّب مردمان را چون از اسباب معوّلى پيدا شود ، منشرح گردند و چون از اين باب چيزى نباشد و معوّل همين بر خداى عزّ و جلّ بايد كرد ، وقت بر ايشان تنگ شود ، الّا المتوكّلين ، اين نصيب ايشان است از اشمئزاز و استبشار مذكورين « قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله : الشّرك الخفىّ فى امّتى اخفى من دبيب النّمل : الحديث او كما قال » . اى اخوان ! جناب حق بلند است آنجا آسان نمىتوان رسيد ، ملازم ادب باشيد و
--> ( 1 ) . سوره زمر ، آيه 29 « خدا مثلى زده است : مردى است كه چند خواجه ناسازگار در [ مالكيت ] او شركت دارند [ و هر يك او را به كارى مىگمارند ] » . ( 2 ) . سوره زمر ، آيه 29 « و مردى است كه تنها فرمانبر يك مرد است » . ( 3 ) . سوره زمر ، آيه 29 « آيا اين دو در مثل يكسانند سپاس خداى را [ نه ] بلكه بيشترشان نمىدانند » . ( 4 ) . سوره زمر ، آيه 45 « چون خدا به تنهايى ياد شود دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند منزجر مىگردد و چون كسانى غير از او ياد شوند ، به ناگاه آنان شادمانى مىكنند » .